:

از نظر تاریخی اگر به این مساله نگاه کنیم تا پیش از انقلاب اسلامی ایران از آنجا که ایران به عنوان یک کشور اسلامی عرض اندام نکرده و به گونه طبیعی پرچمداری مذهبی شیعه را در دست نگرفته بود ما شاهد وجود تضادهای مذهبی نبودیم، اما بعد از اینکه ایران انقلابی به عنوان کشوری اسلامی ظهور و عرصه را بر عربستان تنگ کرد ریاض برای مقابله با ایران پرچم اختلافات مذهبی را در دست گرفت و با توجه به گفتمان مذهبی خود (که طبیعتا گفتمان مذهبی وهابی و سلفی است) زمینه های درگیری های مذهبی را در منطقه ایجاد کرد.

در ادامه این روند باید گفت این تنشها و درگیری ها در گذشته زمینه های کمتری داشت و به همین علت زمینه ظهور چندانی پیدا نکرد، اما زمانی که رژیم عراق  سقوط کرد و دولت نوین به قدرت رسید و بیشترین قدرت در دست شیعیان قرار گرفت عربستان به عنوان پرچم دار اختلافات مذهبی در منطقه عراق را به سمت درگیری های مذهبی سوق داد.

عصبیت های مذهبی ماهیتی افراطی و تندروانه دارند و اصولا با طبیعت جامعه اسلامی که دارای طبیعت معتدل است سازگار نیست، لذا تندروی و افراط گرایی پدیده ای گذرا و ناپایدار است. البته مدت پایداری این پدیده بستگی به نقش علما، اندیشمندان و رسانه ها دارد. اما در عین حال پدیده ای است که نمی تواند مدت زیادی دوام آورد. چرا که اصولا موجب بروز مشکلات در زندگی مردم مسلمان شده است.

چنانچه این کشور  به مرکزی برای تولید تنش های مذهبی و مرکز تولید انبوه اختلافات و تضادهای تند و جنگ خونین مذهبی و سپس صادرات آن به سراسر جهان تبدیل شد. بدین منظور شبکه گسترده و فعالی برای انتقال نیروی انسانی سلفی تندرو به همراه تسلیحات و پول با طراحی و مدیریت عربستان و همکاری و مشارکت امارات، اردن و قطر ایجاد شد. یعنی تحولات عراق نقطه عطفی در درگیریهای مذهبی در منطقه خاورمیانه به شمار می رود. بعد از این مرحله ما شاهد امتداد درگیریهای مذهبی در عرصه سوریه بوده ایم.

در واقع در بحران سوریه درگیری مذهبی وجود نداشت بلکه درگیری سیاسی وجود داشت که به درگیری مذهبی ترجمه شد و تحت پوشش درگیری مذهبی به تعمیق شکاف های مذهبی در جهان اسلام پرداخته شد. در شرایط کنونی نیز این روند با فراز و نشیب هایی ادامه یافته و به مرحله فعلی رسیده است.

مهمترین عوامل داخلی و منطقه ای موثر در روند درگیریها و تنش های مذهبی منطقه:

در یک سال گذشته بمب گذاریهایی گسترده ای بر ضد شیعیان پاکستان وجود داشته و تشدید تنش شیعی سنی در کشورهای عربی چون عراق، لبنان، سوریه و بحرین وجود داشته است. با این حال در تعیین علل موثر در درگیری های مذهبی و فرقه ای در خارومیانه سه متغیر نقش مهم دارند. متغیر نخست متغیر بومی و متغیر دوم متغیر منطقه ای و متغیر سوم سلسله عوامل بین المللی است. واقعیت آن است که در سطح بومی هر چند زمینه های اختلافات مذهبی وجود دارد، اما این اختلاف مذهبی زمینه تبدیل شدن به شکاف را ندارد.

یعنی به خودی خود اختلافات مذهبی مذاهب اسلامی تنش آمیز نیست و به گونه کلی در بسیاری از مناطق جهان اسلام شیعیان و اهل تسنن سالهای بسیار در کنار هم به گونه مسالمت آمیز زندگی کرده اند. اما وقتی که عنصر خارجی بویژه از نوع سیاسی وارد این مساله شد این اختلافات مذهبی به درگیریهای مذهبی تبدیل شد.

بنابراین من معتقدم که بازیگران منطقه ای و بین المللی نقش بسیار مهمی در تبدیل اختلاف مذهبی به درگیری های مذهبی بین مسلمانان دارند. در همین راستا چند منبع مهم برای درگیری ها و اختلافات مذهبی در سطح منطقه عمل می کنند. نخست عربستان است که گفتمان وهابی آن گفتمانی فرقه گرایانه است و هویت این گفتمان نیز دامن زدن به اختلافات مذهبی است. دوم اینکه در کنار این رویکرد طرز فکر القاعده ای وجود دارد که به نوبه خود در جهان اسلام منتشر شده و گفتمانی فرقه گرایانه است. عنصر سوم اسرائیل است.

تنش میان ایران و عربستان از مواردی است که در حوزه تضادهای مذهبی سوق می یابد و جریان های هایی که به دنبال درگیری و تنش مذهبی هستند از سوی برخی از قدرتهای منطقه حمایت می شوند. به عبارت دیگر کنار آمدن ایران و عربستان تا حد زیادی نقش مهمی در فروکش کردن تنشها و درگیری های مذهبی دارد. در این شرایط با توجه به راهکارهایی در چند سطح باید با پدیده درگیری ها و تنش های مذهبی مقابله کرد.

استراتژی اسرائیل در جهت مقابله با اسلام و انقلاب اسلامی در جهت ایجاد خشونت های مذهبی و رویارویی با ایران از راه مذهبی است. در سطح بین المللی هم با توجه به اینکه غرب و امریکا همپیمان عوامل منطقه ای است در افزایش تنشها و درگیریهای مذهبی دخیل است و نقش مهمی هم ایفا می کند. چنانچه مدتی پیش کسینجر در مراسم تحلیف پاپ جدید مسیحی اعلام کرد در یک سال گذشته در ایجاد اختلاف مذهبی در جهان اسلام بیش از صد سال کار کرده ایم. این امر بیانگر آن است که امریکا در ورای همپیمانان منطقه ای خود در این مساله نقش دارد.

نقش علما و فتواهایی ضد شیعه و رسانه های منطقه ای در گسترش شکاف های مذهبی شیعه سنی:

قطعا رسانه ها از ابزارهای تنش مذهبی در منطقه هستند و نقش بسیار مهمی نیز ایفا می کنند. در واقع با توجه به اینکه اصولا مهمترین ابزار ایجاد تنش مذهبی در منطقه ابزار نرم افزاری است، رسانه ها نقش بسیار مهمی را بر عهده دارند و قدرت های موثر در این زمینه هم تلاش می کنند تا از این ابزار در جهت تعمیق شکاف و تشکیل درگیری مذهبی در منطقه استفاده کنند.

آنان در این رویکرد برخوردهای صادقانه ای ندارند و با تمسک به شیوه های مختلف رسانه ای تلاش می کنند که بیش از پیش به این مسله دامن زنند تا تنش و درگیری شیعه و سنی به وضعیت برگشت ناپذیر برسد. گذشته از این نیز متاسفانه برخی عالمان دینی هم متاثر از این وضعیت هستند. البته برخی از عالمان دینی که حقوق بگیران و کارمندان نظام های سیاسی هستند نقش مستقیمی در این درگیریهای مذهبی دارند و با صدور فتواهای تکفیری و مذهبی به این مساله دامن می زند.

اما برخی دیگر از علما که انگیزه اولیه ای در زمینه افزایش درگیری های مذهبی ندارد نیز تحت تاثیر فضای رسانه ای و افکار عمومی دچار تعصبات مذهبی می شوند و در این زمینه به تشدید تنش شیعه و سنی می پردازند. در مقابل این علما تعداد اندکی از علما و روحانیون هم تلاش می کنند در برابر چنین جریانی ایستادگی کنند که گاه در هجوم عظیم و تبلیغات و فضای منفی که در ارتباط مذهبی وجود دارد قدرت مقاومت چندانی ندارند.

در کنار این تعدادی از نهادها، علما و نهادهای دینی هم با توجه به اعتقاد به مساله مقاومت و رویارویی با رژیم صهیونیستی به عنوان اولویت اول مسلمانان تلاش می کنند درگیری های انحرافی را مهار و افکار عمومی را متوجه دشمن اصلی یعنی امریکا و رژیم صهیونیستی کنند. در این شرایط باید اشاره کرد که این رویکرد در میان مدت قدرت تاثیرگذاری بر افکار عمومی را پیدا می کند و به همین علت هم ما در مقاطعی شاهد فروکش کردن تنش های مذهبی بعد از یک دوره اوج گیری آن در جهان اسلام بوده ایم.

رویکرد و راهکارهایی برای مقابله با جنگ های فرقه ای و مذهبی در منطقه و افزایش درگیری شیعه و سنی:

واقعیت آن است که پدیده تعارض یا تنش شیعه و سنی قبل از اینکه یک پدیده مذهبی باشد یک پدیده سیاسی است. البته اختلاف نظرهایی مذهبی بین شیعه و سنی وجود داشته و دارد، اما در واقع تبدیل این اختلافات به یک  کشمکش، درگیری و تنش در نتیجه یک عنصر خارجی با ماهیتی سیاسی است. گذشته از این وقتی از جنگ سرد مذهبی در منطقه یاد می شود بیشترین سطح آن باید در تنش بین کشورهای اثرگذار منطقه مورد تحلیل قرار  گیرد. یعنی وقتی کشورهای اثرگذار منطقه مشکلات سیاسی خود را حل کنند این امر در فروکش کردن تعارض های مذهبی نقش مهمی ایفا می کند.

با توجه به اینکه اصولا مهمترین ابزار ایجاد تنش مذهبی در منطقه ابزار نرم افزاری است، رسانه ها نقش بسیار مهمی را بر عهده دارند و قدرت های موثر در این زمینه هم تلاش می کنند تا از این ابزار در جهت تعمیق شکاف و تشکیل درگیری مذهبی در منطقه استفاده کنند. آنان در این رویکرد برخوردهای صادقانه ای ندارند و با تمسک به شیوه های مختلف رسانه ای تلاش می کنند که بیش از پیش به این مسله دامن زنند تا تنش و درگیری شیعه و سنی به وضعیت برگشت ناپذیر برسد.

از جمله روابط ایران و عربستان در این حوزه مهم است. در واقع تنش میان ایران و عربستان از مواردی است که در حوزه تضادهای مذهبی سوق می یابد و جریان های هایی که به دنبال درگیری و تنش مذهبی هستند از سوی برخی از قدرتهای منطقه حمایت می شوند. به عبارت دیگر کنار آمدن ایران و عربستان تا حد زیادی نقش مهمی در فروکش کردن تنشها و درگیری های مذهبی دارد. در این شرایط با توجه به راهکارهایی در چند سطح باید با پدیده درگیری ها و تنش های مذهبی مقابله کرد.

نخست اینکه از یک سو کنار آمدن قدرت های منطقه ای تا حد زیادی در فروکش کردن این تنش موثر است. یعنی نمی توان عوامل بومی را در  فروکش کردن این درگیری ها نادیده گرفت و صرفا آن را وابسته به درگیری های کلان بین المللی دانست. دوم اینکه در سطوح داخلی نقش علما و رسانه ها را باید مورد توجه قرار داد و تلاش کرد که نخبگان جهان اسلام،  علما و روشنفکران از یک سو و رسانه های جهان اسلام به مساله وحدت و کم کردن زمینه های تنش و درگیری ها کمک کنند.

این امر نیاز به نوعی تحرک مهم از سوی نهادهای وحدت گرا و تقریبی دارد. یعنی هم می توان با نخبگان اسلامی ارتباط برقرار کرد، نخبگان و علما را به سوی تقریب بسیج کرد و هم اینکه رسانه های جهان اسلام را (که رویکردی وحدت گرایانه دارند) در چارچوی کلان در کنار هم قرار داد تا در یک سو فعالیت کنند.

همچنین باید رسانه های ضد تقریبی و ضد وحدت در جهان اسلام را یا مهار کرده و یا منزوی کنند. نکته سوم و دیگری که بسیار مهم است باید بر اولویت های جهان اسلام بویژه در رویارویی با دشمنان جهان اسلام یعنی اسرائیل و امریکا تاکید کرد. این امر می تواند نقش بسیار مهمی در افزایش تقریب و کاهش اختلاف داشته باشد. چهارم اینکه در کنار این امور باید برای ارتقا فهم دینی در سطح  جهان اسلام توجه کرد. چرا که این مساله می تواند عصبیت های مذهبی را تا حد زیادی کاهش دهد.

البته باید به این مساله توجه داشت که ما هم با نوعی خطر سلفی گرایی مذهبی در جهان تشیع روبرو هستیم. هر چند سلفی گرایی شیعی سلفی گرایی تاریخی و ریشه دار نیست و فاقد پشتوانه علمی و همراهی علما است، اما وقتی که تعصبات مذهبی در جهان اسلام افزایش یاید ما با این پدیده هم در جهان تشیع روبرو هستیم که مقابله علما با این پدیده می تواند کمکی به کاهش واگرایی و تنش بی شیعه و سنی باشد.

نتیجه گیری و چشم انداز :

عصبیت های مذهبی ماهیتی افراطی و تندروانه دارند و اصولا با طبیعت جامعه اسلامی که دارای طبیعت معتدل است سازگار نیست، لذا تندروی و افراط گرایی پدیده ای گذرا و ناپایدار است. البته مدت پایداری این پدیده بستگی به نقش علما، اندیشمندان و رسانه ها دارد. اما در عین حال پدیده ای است که نمی تواند مدت زیادی دوام آورد. چرا که اصولا موجب بروز مشکلات در زندگی مردم مسلمان شده است.

پدیده تعارض یا تنش شیعه و سنی قبل از اینکه یک پدیده مذهبی باشد یک پدیده سیاسی است. البته اختلاف نظرهایی مذهبی بین شیعه و سنی وجود داشته و دارد، اما در واقع تبدیل این اختلافات به یک  کشمکش، درگیری و تنش در نتیجه یک عنصر خارجی با ماهیتی سیاسی است. 

همچنین باید گفت همواره پس از یک دوره افراط گرایی در سطح جهان اسلام، شاهد فاصله گرفتن مردم از این گرایش و فروکش کردن و انزوای تندرو ها هستیم. در واقع با توجه اینکه تندروی مذهبی از مرکز مشخصی هدایت میگردد و تلاش می شود این تندروی مذهبی را تداوم بخشند و اوج دهند، اما تندروی مذهبی ظرفیت محدودی دارد و بعد از مدتی جایگاه خود را در سطح جامعه اسلامی از دست می دهد.

به عبارت دیگر پس از هر مرحله اوج گیری تندروی مذهبی و قدرت گرفتن جریان های سلفی افراطی، جوامع اسلامی و امت اسلامی شاهد شکل گیری نوعی واکنش منفی به جریان های تندرو و رفتارهای افراط گرایانه است. متعاقب این امر یک دوره کاهش نفوذ و تاثیر تندروها و افول جریان تندروی مذهبی و بازگشت به روند اعتدال مذهبی و رویکرد تقریبی پدید می آید .

این امر فرصتی فراهم می کند تا نهادهای تقریبی بتوانند دوره های جدیدی از تقریب در سطح جهان اسلام را ایجاد کنند. اما باید در نظر داشت که به گونه کلی مساله مبارزه با تندروی باید مبارزه ای پیوسته و دائمی و متوجه منابع اصلی باشد و حتی مواجهه با تندروی هم نباید از طبیعت تندروانه ای برخوردار باشد تا بتواند اثرات خود را باقی گذارد.